در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «اگر در کهکشانی دور دلی یک لحظه» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : سفر در زمان و دوست دارم در اين سرزمين به خاک بروم و اصفهان در حال احتضار و مادر -26 آبان 95 و پدر نيز رفت و به ياد مادر و که گفته است دلم باز در هواي تو نيست ؟ و اگر در کهکشاني دور
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
اگر در کهکشاني دور دسترسی پیدا کنید
يکي از آرزوهاي بشري سفردر زمان است ،به گذشته ويا آينده سفرکند .خيلي از مطالب علمي ويا تخيلي در اين مورد صحبت کرده اند انتقال از يک مکان به مکان ديگر واستفاده از تونل زمان .اما صحبت من از فرضيه نسبيت و دوقلوهاي اينشتين و کوانتوم فيزيک ويا انتقال توسط ميدانهاي مغناطيسي نيست .بلکه مي خواهم از دنيا...
ادامه مطلب سن وسال من (51 سال) به گونه اي است كه نه آرزوهاي جوانان را دارم ونه هنوز (اگر اتفاق خاصي روي ندهد)به قول قديمي ها آفتاب لب بوم هستم. اين روزها مطالب زيادي در مورد جلوگيري از ورود ايرانيان به آمريكا نوشته اند .مي دانم برنامه هاي خيلي ها كه به اين سرزمين رفت وآمد دارند ممكن است به هم بريزد .مي دانم صرف نظر از هرگونه گرايش سياسي ، مذهبي و... كساني آرزوهاي خود را با رفتن به آمريكا جامه عمل پوشاندند ومي پوشانند .مي دانم در علم ،تكنولوژي وكشاورزي اين سرزمين شماره يك است .( به قول خودشان Number one ).مي دانم از نظر ثروت 25در صد ثروت دنيا در اين سرزمين وجود دارد.مي دانم در ورزش اين كشور حرف اول را در دنيا مي زند.مي دانم به غير از صنعت در ادبيات وسينما نيز خيلي حرفها دارد.مي دانم حتي در معادن ومنابع طبيعي خيلي غني است. بهترين ساختمانها ، بهترين منازل ، زيباترين م...
ادامه مطلب در ماه هاي آبان وآذر كه با بيماري و نهايت مرگ پدر روبرو بودم مجبور شدم بعد از سالها يك سري به اصفهان بزنم .اگر چه نه وقت اصفهان گردي داشتم ونه حوصله اش را .اما چون پدرم را از شهرستان نطنز( پدر ومادرم ساكن نطنز بودند) به بيمارستاني در اصفهان منتقل كرده بودند لذا مجبور بودم هر روز به اين بيمارستان بروم واز مسير ها يي حتي كنار زاينده رود بگذرم (رودي كه وجود نداشت!!!!)صرف نظر از اين كه به نظر مي رسيد براي جلوگيري از ترافيك وشلوغي بيش از حد ،بزرگراه ،روگذر وزير گذرهاي بسياري احداث شده است اما نشان مي داد حتي شهر رويايي اصفهان نيز بين مدرنيته و گذشته تاريخي اش گير افتاده است .اگر چه هنوز هم خود را بهترين شهرايران مي داند اما نصف جهاني كه به شهرهاي زيباي دنيا فخر مي فروخت دچار هواي آلوده ،ترافيك سنگين ، خشكسالي و شهري بدون رود شده است وافسوس به من حالتي دست دادكه ناراح...
ادامه مطلب مادر !!!! خدا بيامرزدت .اين شعررا به ياد تو در اينجا آورده ام:آن لحظه که ما تدر انزواي خويشتنيا در ميان جمع خاموش مي نشينم موسيقي نگاه تو را گوش مي کنم .گاهي ميان مردم ،در ازدحام شهر غير از تو ،هر چه هست فراموش مي کنم. مشيري...
ادامه مطلب بعد از حدود دوماه فشار جسمي بر پدرم وفشار روحي وجسمي بر من بالاخره پدر به دنبال مادر که يک سال ونيم پيش فوت کرده بود به ملکوت اعلي رفت.ودر کنار مادر آرام گرفت ومن نا آرام .به هيچ وجهي نمي توانم حالت خود را توصيف کنم .اگر چه پدر به خاطر قلب چندين بار به بيمارستان و بخش C.C.U منتقل مي شد اما دو هفته آخر از بيمارستان بيرون آمده بود وبا راحتي وآرامش زندگي مي کرد ودر بستر بيماري نبود وما آسوده خاطربوديم که اين بار نيز پدر به زندگي باز گشته است .و ناگهان ؛وبه يکبار روز جمعه سوم دي ماه 95 ساعت 14 دوباره به بيمارستان منتقل شد وبعد از 4 ساعت دار فاني را وداع گفت !!!!!در حال حاضر در گوشه اي تنها وبه عمق دنياي کوچک وبي معناي خود پرتاب شده ام وهنوز شوک زده هستم وزمان باز گشت به حالت عادي ، نامعلوم .برسر قبرش ودر خانه بارها فاتحه خوا...
ادامه مطلب ديروز در جايي بودم که به خاطر مشکل اينتر نت نتوانستم در اين صفحه يادي از مادرم بکنم اما تسلاي خاطرم اين بود که برمزارش حاضر بودم و فاتحه اي خواندم .خدا وند تمام رفتگان اين خاک را بيامرزد . متاسفانه برسر مزار يکي از نزديکان واقوام که در جواني ،زيبا رو ، ورزشکار وبسيار سخاوتمند بود وهنوز هم همه اين خصايل را داشت ،نيزحضور داشتم !!!! عجيب بود او هم به ديار باقي شتافت. خدايش رحمت کند. شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشي در دلش افکندم وآبش کردم فرخي يزدي ...
ادامه مطلب که گفته است دلم باز در هواي تو نيست ؟ مگر تمام وجودم فقط براي تو نيست ؟ چراهميشه صدا مي زني مرا ؟ مادر !مگر تپيدن قلبم همان صداي تو نيست ؟ ترانه ها همه زيباست مادرم اما ترانه اي به قشنگي لاي لاي تو نيست سعادت من فرزند از کرامت تست مگر سعادت فرزند از دعاي تو نيست ؟ ببخش کودک خود تا خدا ببخشايد مگر رضاي خداوند در رضاي تو نيست به از بهشت مگر خلقتي خدا دارد مگر بهشت خداوند زير پاي تو نيست ؟ تويي خداي من اي هستي ام از تو مگر که خالق تو مادرم ،خداي تو نيست ؟ نمرده اي تو ،چرا ؟ چون خدا نمي ميرد بقاي عشق و محبت مگر بقاي تو نيست ؟ خداوند شاعر اين شعر رانگه د...
ادامه مطلب اگر در کهکشاني دور دلي يک لحظه در صد سال ياد من کند . بي شک،دل من در تمام لحظه هاي عمربه يادش مي تپدپر شور.شعر بالا از فريدون مشيري است .به ياد مادراني که نه در کهکشاني دور بلکه هميشه قلبشان در کنارمان بود ونه يک لحظه بلکه هميشه يادمان مي کردند وما را بيشتر از خود دوست داشتند. به تمامي آفرينش وهستي سوگند که دلم در تمام لحظه ها به يادش خواهد تپيد. افسوس که نيستي مادر. ...
ادامه مطلب